مقاله رازهاي معماري روستايي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در مسكن و محيط روستا از صفحه ۲۷ تا ۵۰ منتشر شده است.
نام: رازهاي معماري روستايي
این مقاله دارای ۲۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله راز
مقاله سادگي
مقاله گل
مقاله معماري
مقاله روستا

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: اكرمي غلامرضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
معماري روستا با خانه آغاز مي شود و با خانه به آخر مي رسد. معماري خانه روستايي ساده و بسيار آرام است، اما در کمال بي پيرايگي بسيار پيچيده است. پيچيدگي معماري روستايي متظاهر نيست، بلکه آنچه که تظاهر مي کند سادگي و آرامش است. سادگي در چهره اي گلين، همرنگ و فارغ از تضاد، اما چشم نواز. سادگي معماري روستايي بصري است، اما پيچيدگي آن بصيرتي است. از اين رو به چشم هايي مي آيد که عمقِ بصر داشته باشند. چشم هايي که نامريي ها را مي کاوند. چشم هايي که از پرده ها عبور مي کنند، پرده هايي که راز و رمزها را در پس خود پنهان دارند. پرده هايي که ناگفته ها را براي گوش هاي آشنا برملا مي کنند. پرده هايي که در عين حال بسيار نازک و شکننده اند. پرده هاي اسرار معماري روستايي، امروز درهم شکسته و دريده مي شوند و ناله هاي رمز و رازها، چشم و گوش هاي محرمان را جريحه دار کرده است، اما چشم و گوش نامحرمان نسبت به اين نجواها، نابينا و ناشنوا ست.
بعضي آن ها را از گل بي ارزش مي دانند، اما فراموش کرده اند که خود از گل آفريده شده اند. بعضي آن ها را سست و ناپايدار مي انگارند، غافل از اينکه هيچ چيز در اين دنيا پايدار نيست، حتي انسان که امروز خود را خداي روي زمين مي داند. بعضي آن را منافي زندگي امروز مي پندارند، بي خبر از اينکه هر ماده در اين جهان با همجنس خود سازگار است.
در پس مواد به ظاهر بي ارزش معماري روستايي (خاک و گل) معنايي نهفته است. آن معاني که براي انسان مادي امروز به راز تبديل شده است. انساني که شنوايي و بينايي و درک خود را نسبت به معاني و ارزش ها از دست داده است. او امروز فقط ماده را مي پرستد و همه چيز را با شناخت علمي خود قياس مي کند. در سيطره مادي، جسم از جان مهم تر است. ظاهر بر باطن غلبه دارد. فرد بر جمع ارجحيت دارد و ظاهرپرستي که موجد فرديت پرستي است، بلاي جان رمز و راز معماري و به ويژه معماري بومي ايران شده است.
سوال اينجاست که معرفت، اخلاص، صداقت، عشق، زيبايي و آزادگي که ارکان معنويت هستند در کدامين مکان مي رويند و در چه کالبدي بارور مي شوند؟