مقاله روند تشخيص و درمان بيماران مبتلا به سرطان معده و مشکلات آن در استان آذربايجان شرقي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در مهر و آبان ۱۳۸۹ در مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز از صفحه ۵۷ تا ۶۳ منتشر شده است.
نام: روند تشخيص و درمان بيماران مبتلا به سرطان معده و مشکلات آن در استان آذربايجان شرقي
این مقاله دارای ۷ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سرطان معده
مقاله روند تشخيص
مقاله درمان
مقاله مدت بقا

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: صومي محمدحسين
جناب آقای / سرکار خانم: علي زاده ناصر
جناب آقای / سرکار خانم: فرهنگ سارا
جناب آقای / سرکار خانم: ميري نژاد سيدكاظم
جناب آقای / سرکار خانم: جزايري اميتيس
جناب آقای / سرکار خانم: صادقي مرضيه

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و اهداف: هرچند ميزان بروز سرطان معده طي دهه هاي اخير در ممالک غربي بطور چشمگيري کاهش يافته است، اين بيماري هنوز يکي از علل اصلي مرگ و مير در کشورهاي در حال توسعه مي باشد. در کشور ما سرطان معده جزو شايع ترين بدخيمي ها بوده و ميزان بروز آن بويژه در منطقه شمالغرب کشور بالاست. هدف از اين مطالعه بررسي روش هاي تشخيصي و درماني بکارگرفته شده در بيماران مراجعه کننده به مراکز پزشکي تبريز با تشخيص سرطان معده مي باشد.
روش بررسي: پرونده هاي ۱۵۰ بيمار مبتلا به سرطان معده (تایيد شده توسط نمونه پاتولوژي) در يک مطالعه مقطعي آينده نگر بدون مداخله در طي مدت ۱۸ ماه مورد بررسي قرار گرفتند. يافته هاي دموگرافيک (سن، جنس)، علايم و نشانه هاي اوليه، فاکتورهاي مستعدکننده احتمالي و روش هاي تشخيصي بکار گرفته شده (سريوگرافي دستگاه گوارش فوقاني، آندوسکوپي، سي تي اسکن، سونوگرافي) و نوع درمان انتخابي (جراحي، شيمي درماني، راديوتراپي) در بيماران استخراج شدند. طي مدت پيگيري، ميانه بقا و نيز عوارض احتمالي ارزيابي گرديد.
يافته ها: ۱۱۴ مذکر و ۳۶ مونث با سن متوسط ۶۲٫۴۱±۱۱٫۳۶ سال وارد مطالعه شدند. ديسفاژي (۳۰%)، کاهش اشتها (۲۸%) و دردهاي مداوم شکمي (۲۶٫۷%) شايعترين علايم بودند که بطور متوسط ۳٫۱۴ ماه قبل از مراجعه وجود داشته اند. استعمال سيگار (۴۲%)، علايم و نشانه هاي گوارشي فوقاني قبلي (۳۴%) شايعترين عوامل خطرشناخته شده بودند. آندوسکوپي دستگاه گوارش فوقاني در تمام بيماران انجام شده بود و سپس سي تي اسکن و سونوگرافي بترتيب در ۸۷٫۱% و ۳۷٫۳% براي مرحله بندي مورد استفاده قرار گرفته بودند. جراحي، شيمي درماني و راديوتراپي بترتيب در ۴۶%، ۵۳٫۳% و ۳۶٫۷% بيماران بکار رفته بود. کاشکسي (۷۲%) شايع ترين عارضه در پيگيري بود. ميانه مدت بقا اين بيماران ۶٫۶۶ ماه بود که در بيماران با stage IV و نوع منتشر آدنوکارسينوم بطور معني داري کمتر بود.
نتيجه گيري: فراواني و نسبت استفاده از روشهاي تشخيصي و درماني در بيماران مراجعه کننده به مرکز ما مطابق با روش هاي توصيه شده در منابع است. با توجه به ماهيت بيماري که تاخير در مراجعه و تحميل بار جدي بر فرد و جامعه را در پي دارد، انجام مطالعات بيشتري جهت تشخيص زودهنگام توصيه مي گردد.