مقاله رويکرد اسلامي به روابط بين الملل در مقايسه با رويکردهاي رئاليستي و ليبراليستي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز و زمستان ۱۳۸۹ در دانش سياسي از صفحه ۵ تا ۴۲ منتشر شده است.
نام: رويکرد اسلامي به روابط بين الملل در مقايسه با رويکردهاي رئاليستي و ليبراليستي
این مقاله دارای ۳۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله رئاليسم
مقاله ليبراليسم
مقاله اسلام
مقاله روابط بين الملل
مقاله هستي شناسي
مقاله جنگ و صلح

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: ابراهيمي شهروز
جناب آقای / سرکار خانم: ستوده علي اصغر
جناب آقای / سرکار خانم: شيخون احسان

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
اسلام به عنوان يک دين جهان شمول رويکرد خاصي نسبت به ماهيت روابط بين الملل دارد که متفاوت از دو جريان اصلي نظريه پردازي در روابط بين الملل يعني رئاليسم و ليبراليسم مي باشد. مکاتب موجود در روابط بين الملل داراي مباني هستي شناسي، معرفت شناسي و روش شناسي متفاوتي از هم مي باشند، که اين مباني رويکرد آن ها را نسبت به نظام بين الملل قوام مي بخشد و در نتيجه ديدگاه آن ها نسبت به ماهيت روابط بين الملل متفاوت از هم مي باشد. اين پژوهش به دنبال بررسي تطبيقي مباني هستي شناسي رويکرد اسلامي به روابط بين الملل با دو رويکرد رئاليسم و ليبراليسم بوده و به اين دو سوال پاسخ مي دهد: مباني هستي شناسي رويکرد اسلامي روابط بين الملل چيست؟، وجه تمايز نظريه اسلامي روابط بين الملل با دو رويکرد ليبراليسم و رئاليسم در چيست؟. درپاسخ به پرسش هاي فوق دو فرضيه به موازات هم، مطرح شده است که به شرح ذيل مي باشد:
اول. مباني هستي شناسي نظريه اسلامي روابط بين الملل، از بعد انسان شناسانه نه مثل رئاليسم بدبينانه و نه مثل ليبراليسم خوش بينانه است، بلکه ماهيت انسان ترکيبي از فطرت و غريزه، سياست شناسي شرع محور، نظريه دولت خدامحور، مي باشد و لذا اصل حاکم بر روابط بين الملل اصالت صلح است.
دوم. مهمترين وجه تمايز رويکرد اسلامي به روابط بين الملل با دو جريان اصلي رئاليسم و ليبراليسم در مباني هستي شناسي اين نظريه مي باشد که با توجه به اين مباني توانسته تفسيري از ماهيت روابط بين المل ارئه دهد که نسبت به تفسير دو رويکرد ديگر با واقعيت نظام بين الملل تطابق بيشتري دارد.
روش تحقيق در اين پژوهش تحليلي و ابزار گردآوري از نوع اسنادي مي باشد.