مقاله روي کرد اخلاقي به موعود باوري در آيين يهود که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۷ در مشرق موعود از صفحه ۱۶۷ تا ۱۸۲ منتشر شده است.
نام: روي کرد اخلاقي به موعود باوري در آيين يهود
این مقاله دارای ۱۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله آيين يهود
مقاله فرجام شناسي اخلاقي
مقاله مسيحاباوري
مقاله ماشيح
مقاله رستاخيز
مقاله ملکوت مسيحايي خدا

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: كريمي مرتضي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
آموزه ها درباره فرجام شناسي يعني ماشيح باوري و رستاخيز، هميشه به گونه متقابل با هم تطبيق مي يافته اند. «اراده»، واژه و مفهومي محوري  است که زيربناي هردو را تشکيل مي دهد. رستاخيز به معناي عملي از اراده الهي و هدف آينده ابدي ظهور مسيح که رستاخيز را دربر دارد فعال کردن اراده بشر به منزله «تصوير هم ساني سازه خداوند» به شکل اخلاقي کردن جهان بشري است. در واقع، تحقق (نظام دهنده) اخلاق با رستاخيز يکي است.
«اراده»، کوتاه شده «اراده عقلاني» است و «اراده عقلاني» از نگاه ابن ميمون و به طور کلي فلسفه يهود و نيز به باور کانت، عبارتي ديگر از «اخلاق» است. خلاصه آن که، فرجام شناسي يهود، مطلق سازي اخلاقي و متافيزيک اخلاقيات است.
فرجام شناسي در مقام کارگردان اصلي در گفتمان اخلاقي، هرچند محدود تجزيه و تحليلي بيشتر مي طلبد.
ماشيح باوري در مقام کارگردان اخلاقي تنها بيان مي کند از آن جا که بشر بايد تلاش کند تا خود را به شکل خدا درآورد و در نتيجه سعي کند شبيه او شود و از آن جا که انسان ها بايد اين تلاش ها را در اين دنيا انجام دهند، هدف غايي اخلاقيات، تثبيت آن چيزي است که در آن زمان، «ملکوت (مسيحايي) خدا» بر روي زمين خوانده مي شود.
البته اين امر، هدفي نامحدود است و به گونه نامحدود (يا به تعبير کانت و اچ. کوهن «H.Cohen» به صورت مجانبي) دست يافتني است.
در حقيقت، ماشيح باوري، هرگز نوعي خيال بافي و آرمان گرايي نامرتبط با رخ دادهاي روزمره و تاريخي مشکلات اخلاقي را به بار نمي آورد (يعني به تاخير انداختن هميشگي)، بلکه به گونه مستقيم ارزش هاي اخلاقي را توليد مي کند و معياري واسطه براي اقدام مناسب در هر اوضاعي عمل مي کند. وقتي انسان ها از خود مي پرسند که چگونه بايد رفتار کنند يا در واقع رفتار مناسب آنان چه موازيني بايد داشته باشد، فرجام مسيحايي، روش و وسيله اي را که اين فرجام مي تواند و بايد به وسيله آن به دست آيد، مشخص مي کند. همان نکته که کانت در کتاب دين در محدوده عقل تنها(Religion Within the Bounds of Reason Alone)  مطرح کرده است.