مقاله ريچارد رورتي: از نو عمل گرايي ضد مابعدالطبيعي تا طرد فلسفه که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز و زمستان ۱۳۸۸ در متافيزيك (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان) از صفحه ۴۳ تا ۶۳ منتشر شده است.
نام: ريچارد رورتي: از نو عمل گرايي ضد مابعدالطبيعي تا طرد فلسفه
این مقاله دارای ۲۱ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله مابعدالطبيعه
مقاله نوعمل گرايي
مقاله شناخت
مقاله صدق/ حقيقت
مقاله بازنمود
مقاله دموکراسي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: اكرمي موسي
جناب آقای / سرکار خانم: محمودي محسن

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
ريچارد رورتي، فيلسوف مابعدالطبيعه ستيزِ نوعمل گراي آمريکا، طي سه دهه در آثار گوناگون خود فلسفه سنتي، از افلاطون تا کانت، را مورد انتقاد قرارداده است. به باور وي، تاريخ فلسفه بيانگر اين است که هيچ گونه پاسخ نهايي به پرسش هاي سنتي در مورد « شناخت»، «حقيقت/ صدق»، و «بازنمود»، وجود ندارد؛ در نتيجه به جاي حل کردن اين پرسشها بايد آنها را منحل کرد. وي شناخت را باور صادق موجه تعريف مي کند، اما نظريه صدق او عمل گرايانه است و توجيه را حاصل گفت و گو، يعني فعاليت اجتماعي، اجماع گروهي و نوعي همبستگي اجتماعي مي داند. رورتي همچنين به اولويت دموکراسي در برابر فلسفه باور دارد، و با مبنا بودن فلسفه براي ديگر بخشهاي فرهنگ مخالف است. آراي فلسفي رورتي علي رغم برخورداري از نکاتي سودمند، چه در محور سلبي نقد جزمهاي مابعدالطبيعه سنتي و چه در محور ايجابي تاکيد بر پاره اي از دستاوردهاي فکري پسامدرن (همچون تاکيد برآزادي، دموکراسي، کثرت گرايي، تواضع فلسفي، و دوري از نخوت علمي) با مشکلاتي مواجه است. نگارندگان در اين مقاله به نقد مهمترين برنهادهاي چالش برانگيز او مي پردازند: ۱- ناديده گرفتن ويژگي حکايتگري و اشاره اي زبان، ۲- خلط ميان تاويل و واقعيت، ۳- مخدوش کردن مرز ميان عينيت و ذهنيت، ۴- تداخل امر عمومي و خصوصي، و ۵- بي توجهي به نيازمندي علم، فرهنگ، فن شناسي و بويژه دموکراسي به فلسفه.