مقاله ساختار فهم انديشه سياسي اسلام که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز و زمستان ۱۳۸۹ در دانش سياسي از صفحه ۴۳ تا ۷۲ منتشر شده است.
نام: ساختار فهم انديشه سياسي اسلام
این مقاله دارای ۳۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله انديشه سياسي اسلام
مقاله جهان اسلام
مقاله نظريه سياسي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: برزگر ابراهيم

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
چگونه مي توانيم فهم بهتري از محتواي انديشه سياسي اسلام يا مسلمين در گذشته يا حال داشته باشيم و به توضيح بهتري از اين انديشه هاي سياسي دست يابيم؟ نظريه سازي مي تواند با سوالي درباره مطلب و چيزهايي که مي خواهيم بهتر بفهميم آغاز شود. اين مقاله به بهره گيري از آموزه هاي بين الاذهاني متفکران مسلمان، از روش قياسي و سپس با رجوع به اجزاي پراکنده و متنوع اين انديشه ها در جريان ها، متفکران و آثار مرتبط اين حوزه از روش استقرایي کوشيده است تا به فهمي دستگاهمند از انديشه هاي سياسي اسلام دست يابد. سپس ارکان سه گانه دين اسلام يعني اعتقادات و اخلاقيات و احکام به عنوان مسلمات و يقينيات، به مثابه نقطه اطمينان بخش و سکويي مطمئن براي جستاري نظري در انديشه سياسي اسلامي قرار گرفته است. از اين رو در انديشه سياسي اسلامي نيز اعتقاد سياسي، اخلاق سياسي و فقه سياسي از ارکان تلقي شده است. ضمن شرح مختصر اين سه، تعاملات شش گانه آن ها شناسايي و تاثيرگذاري هاي هر يک از آن ها بر ديگري در متن واقعيات فرد، جامعه و دولت تئوريزه شده است. در درون هر يک از اين تعاملات شش گانه فروعات ديگري نيز شناسايي و سازماندهي نظري شده است. کثرت موضوعات هر يک از سبدهاي سه گانه و تعاملات شش گانه، در درون سه قالب اسلام حق، اسلام محقق در نظر دانشمندان و اسلام محقق در عمل مسلمانان و اسلام محقق در عملکرد دولتمردان موجب شده است تا جستار نظري حاضر در مقام توضيح انديشه و در مقام توليد انديشه انعطاف داشته باشد. وجه انتقادي و رهایي بخشي آن در قدرت فاصله افکني بين وضعيت موجود مسلمانان و وضعيت مطلوب اسلام است. به اين ترتيب شناسايي قله هاي مطلوب و آرماني در اسلام حق و نفس الامري دين به نوعي ساختن «مفاهيم خالص» مي ماند که به مادر مطالعات پژوهشي مدد مي رساند و فراتر از آن در کار سياستگزاري اجرايي و طراحي نظام سياسي مطلوب ياري مي دهد، به نحوي که پژوهشگر يا سياستگزار بداند در هر سبد معرفتي و تعاملات شش گانه بدنبال چيست؟ و چه تاثيرگذاري ها و تاثيرپذيري هايي را مي توان انتظار داشت؟