مقاله فرسودگي شغلي در مديران اجرايي و پرستاري بيمارستان هاي دانشگاهي شهر اصفهان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۹ در مديريت اطلاعات سلامت از صفحه ۶۳۷ تا ۶۴۸ منتشر شده است.
نام: فرسودگي شغلي در مديران اجرايي و پرستاري بيمارستان هاي دانشگاهي شهر اصفهان
این مقاله دارای ۱۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله فرسودگي شغلي
مقاله خستگي رواني
مقاله مديران اجرايي بيمارستان
مقاله مديران پرستار
مقاله بيمارستان هاي دانشگاهي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: صاحب زاده ماندانا
جناب آقای / سرکار خانم: کريمي سعيد
جناب آقای / سرکار خانم: حسيني سيدمحسن
جناب آقای / سرکار خانم: اختردانش غزاله
جناب آقای / سرکار خانم: حسيني سحر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: فرسودگي شغلي در پاسخ به فشار رواني مزمن و بيشتر در حرفه هاي خدمات انساني به وجود مي آيد و مي تواند به عواقبي مثل افزايش هزينه هاي کاري، کاهش عملکرد و … منجر گردد. هدف اين مطالعه، بررسي فرسودگي شغلي مديران اجرايي و ﭘرستاري در سه حيطه خستگي عاطفي، مسخ شخصيت و عملکرد فردي و نيز رابطه آن با برخي ويژگي هاي دموگرافيک و شغلي آنان در بيمارستان هاي دانشگاهي اصفهان بوده است.
روش بررسي: اين پژوهش مقطعي به صورت سرشماري در بين تمامي ۱۹۸ نفر مديران اجرايي و پرستاري (مترون، سوپروايزر و سرپرستار) بيمارستان هاي دانشگاهي اصفهان در نيمه اول سال ۱۳۸۹ صورت گرفت که ۱۶۶ نفر پرسش نامه ها را تکميل نمودند. براي جمع آوري داده ها از پرسش نامه فرسودگي شغلي Maslach & Jackson بومي شده با Cronbach’s alpha 86 درصد استفاده گرديد. در آمار استنباطي از آزمون هاي Kruskal- Wallis، رگرسيون و Chi-Square استفاده شد و داده ها با استفاده از آمار توصيفي و به وسيله نرم افزار ۱۶SPSS تحليل گرديد.
يافته ها: بيشترين فرسودگي شغلي با شدت متوسط و زياد به ترتيب در سرپرستاران، سوپروايزرها، مديراني که هم سوپروايزر بوده اند و هم سرپرستار، مترون ها و مديران اجرايي بوده است. بين ميانگين فرسودگي شغلي با سمت سازماني، جنس و سن ارتباط معني داري وجود داشت، به طوري که سرپرستاران بيشترين و مترون ها کمترين ميانگين را داشتند. فرسودگي شغلي در زنان بيشتر از مردان بود و با افزايش سن کاهش مي يافت ولي ارتباط معني داري با وضعيت تاهل، مدرک تحصيلي، زمان شيفت کاري، تعداد شيفت کاري، وضعيت استخدام، سابقه کار و سابقه کار در سمت فعلي وجود نداشت. ميانگين خستگي عاطفي و سمت سازماني ارتباط معني داري داشتند و سرپرستاران بيشترين و مترون ها کمترين ميانگين را داشتند. بين مسخ شخصيت و سمت سازماني ارتباطي وجود نداشت.
نتيجه گيري: وجود سطوح مختلف فرسودگي شغلي با توجه به کيفيت فعلي خدمات مديريتي در سطوح اجرايي و پرستاري بيمارستان ها، لزوم اتخاذ سياست هاي جديد جهت تعديل و پيشگيري از اين پديده را محرز مي سازد. تشخيص وجود مشکل، فهم نياز به حمايت، پذيرش و مشارکت در تکنيک هاي حل مشکل و هدف گذاري واقعي از جمله عوامل بسيار موثر در پيشگيري از فرسودگي شغلي مديران مي باشد.