مقاله فلسفه سياسي: کنشي لذت بخش يا فعاليتي حقيقت يابانه؟ که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۸ در علوم سياسي از صفحه ۶۱ تا ۱۰۰ منتشر شده است.
نام: فلسفه سياسي: کنشي لذت بخش يا فعاليتي حقيقت يابانه؟
این مقاله دارای ۴۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله فلسفه سياسي
مقاله سقراط
مقاله افلاطون
مقاله نيچه
مقاله ليبيدو
مقاله کنش لذت بخش

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: عابدي مهدي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
اين مقاله مي کوشد تا از منظري متفاوت به نقد بخشي از سنت فلسفه سياسي فيلسوفان معاصر بپردازد. در اين راستا آنچه مورد تاکيد است روي آوردن فلسفه و فلسفه سياسي به آن چيزي است که از آن به کنش لذت بخش تابير گرديده است. چنين کنشي ريشه هاي دراز تاريخي دارد و به روزگار يونان باستان و فيلسوفان پيشا سقراطي باز ميگردد. به باور ما در هم آميختگي مرزهاي فلسفه و ادبيات و ارايه شدن سخن فلسفي يونانيان در قالب بلاغت و سخنوري و غلبه اين ويژگي بر ارزش هاي معرفتي فلسفه که به اهنمام فيلسوفاني همانند سقراط و افلاطون از سخن فلسفي کمابيش رخت بسته بود بار ديگر با تاکيد بر اصالت زبان و احياي آنچه روح ديونيزيوسي فلسفه خوانده مي شود توسط نيچه به گفتار فلسفي باز گرديد و به مبنايي راديکال براي نقد سوبژيکتيويته و معرفت باوري فلسفي مبدل شد. فرض ما بر اين است که فلسفه با اتخاذ کنشي لذت بخش و نزديک گرديدن به سخن ادبي و هنري از تعهد اصيل خود در انکشاف حقيقت دور گرديده است. به دنبال اين امر فلسفه سياسي برخي از فيسوفان و انديشمندان معاصر نيز دستخوش گرايش به کنشهاي ذوقي-ادبي شده، از نقادي مثمر ثمر ايدئولوژي ها و تمهيد عمل رهايي بخشي باز مانده است. اين مقاله براي تاييد مدعاي خود، ضمن بررسي تاثيرات فلسفه نيچه بر چنين چرخشي، با ارايه تصويري کوتاه از دستاوردهاي فرويد ولاکان در متداول ساختن مفهوم لذت در انديشه فلسفي، نشان مي دهد که گرايش فلسفه سياسي به کنش لذت بخش يا ليبيدوئيزه شدن فلسفه سياسي چگونه نقادي سياسي را از اهتمام به رهايي بخشي مثمر ثمر منصرف ساخته و به دلخوشي هاي روشن فکرانه، ذوقي و ادبي مبدل ساخته است. در اين راستا انديشمنداني چون رولان بارت، زيل دلوز واسلاوي ژيژک از همين منظر مورد توجه اند.