مقاله متافيزيک و سياست: تمايز جامعه مدني و دولت در فلسفه سياسي هگل که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در علوم سياسي از صفحه ۷۵ تا ۱۱۸ منتشر شده است.
نام: متافيزيک و سياست: تمايز جامعه مدني و دولت در فلسفه سياسي هگل
این مقاله دارای ۴۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله متافيزيک
مقاله ديالکتيک
مقاله ذهن
مقاله عين
مقاله وجود
مقاله عقل
مقاله روح
مقاله آگاهي
مقاله خود آگاهي
مقاله آزادي
مقاله جامعه مدني
مقاله دولت مدرن

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: نقوي غلامرضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
اين مقاله رابطه متافيزيک و سياست را در انديشه هگل مورد بررسي قرار مي دهد. هگل در فلسفه سياسي و خصوصا در طراحي جامعه مدني و نظريه دولت مدرن، مفاهيم متافيزيکي فلسفه خود را بکار مي برد. بنابراين فلسفه سياسي هگل بربنيادهاي متافيزيکي استوار است. هگل با برداشتن ديوار بين ذهن و عين و وحدت بخشيدن به فاعل شناسا و موضوع شناسايي، با روش ديالکتيکي خود به حل مساله اصلي فلسفه و فلسفه سياسي خود مي پردازد.
مساله اصلي هگل در فلسفه، حل رابطه نامتناهي و متناهي، و در فلسفه سياسي، حل رابطه فرد و دولت است. هگل با استفاده از روش سه پايه ديالکتيکي خود مراحل به وجود آمدن و اسقرار متافيزيکي دولت مدرن را بيان کرده و وحدت فرد و دولت را نشان مي دهد. اين سه دقيقه يا سه مرحله ديالکتيکي، شامل مرحله اول، خانواده به عنوان کليت و وحدت اوليه، يعني تز، مرحله دوم، جامعه مدني، به عنوان جزييات، و محل ارضاي نيازهاي اشخاص مستقل و محل تعارض و بي نهايت تنش، و فروپاشي وحدت اوليه، يعني آنتي تز، و نهايتا از سنتز آنها، مرحله سوم، دولت به عنوان وحدت بسط يافته ثانويه و در سطحي بالاتر مي باشد. هگل با ايجاد تمايز ميان جامعه مدني و دولت و قايل شدن به استقلال دولت، شرايط لازم براي استقرار دولت مدرن را فراهم مي کند.