مقاله مطالعه نظري سياست خارجي دو جانبه اتحاديه اروپا و جمهوري اسلامي ايران که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در علوم سياسي از صفحه ۲۳۵ تا ۲۶۶ منتشر شده است.
نام: مطالعه نظري سياست خارجي دو جانبه اتحاديه اروپا و جمهوري اسلامي ايران
این مقاله دارای ۳۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سياست خارجي
مقاله تروريسم
مقاله حقوق بشر
مقاله تسليحات
مقاله کشتار جمعي
مقاله دموکراسي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: عباسي اشلقي مجيد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
اتحاديه اروپايي با انگيزه هاي مختلف نظير توسعه روابط اقتصادي و انرژي و افزايش حجم سرمايه گذاري اقتصادي در ايران، توسعه نفوذ در خاورميانه از طريق جمهوري اسلامي ايران، اثرگذاري بر روند صلح خاورميانه با استفاده از نفوذ سياسي و معنوي جمهوري اسلامي ايران بر گروه هاي فلسطيني، مقابله و مبارزه با تروريسم و بنيادگرايي، جلوگيري از اشاعه سلاح هاي کشتار جمعي و ايجاد نظام چند جانبه گرايي به جاي يکجانبه گرايي آمريکا در منطقه خاورميانه و نظام بين الملل و هم زمان با آن ايفاي نقش يک قدرت بين المللي اثرگذار در کنار ايالات متحده بويژه در پرونده هسته اي جمهوري اسلامي ايران تلاش داشته است تا روابط سياسي خود را با تهران گسترش دهد.
در برابر اروپا بازيگر مقابل يعني جمهوري اسلامي ايران نيز در راستاي بهره گيري از نفوذ اقتصادي اتحاديه اروپا در اقتصاد و تجارت بين الملل، استفاده از قدرت سياسي و بين المللي اتحاديه اروپا در حل بحران هاي بين المللي، جذب سرمايه گذاري هاي خارجي اروپا با توجه به نيازهاي کشور، استفاده از تکنولوژي هاي جديد و دانش نوين اعضاي اتحاديه اروپا در مسايل گوناگون، بهره گيري از قدرت سياسي-اقتصادي اروپا در مقابل آمريکا و کم اثر نمودن فشارهاي سياسي و اقتصادي واشنگتن بويژه در زمينه پرونده هسته اي، همواره سعي نموده است که روابط خويش با اين اتحاديه را گسترش دهد.
اما علي رغم تمايل اتحاديه اروپا و جمهوري اسلامي ايران به تقويت و گسترش روابط فيمابين ما تاکنون شاهد واهمگرايي در اين رابطه بوده ايم. واهمگرايي بدين معنا است که بازيگران مذکور از درجه همگرايي بالايي با هم برخوردار نمي باشند، از طرف ديگر با توجه به گرايش هاي موجود و منافع در وضعيت واگرايي نيز به سر نمي برند، لذا با يکديگر در حالت واهمگرايي يعني وضعيت بين همگرايي و واگرايي قرار دارند.
در راستاي مطالب فوق الذکر و جهت شناخت علل واهمگرايي در روابط ميان اتحاديه اروپايي و جمهوري اسلامي ايران فرضيه اصلي نگارنده عبارت از اين است که تعارضات هويتي-ايدئولوژيک مهمترين علت واهمگرايي سياست خارجي اتحاديه اروپايي در قبال جمهوري اسلامي ايران مي باشد. لذا اصول تئوريک پژوهش حاضر نيز در جهت تبيين فرضيه مذکور و بر اساس تئوري سازنده گرايي قرار داده شده است.
در اين راستا هدف اصلي نگارنده، مطالعه تحولات سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران و اتحاديه اروپا از ابتداي انقلاب اسلامي ايران تاکنون مي باشد. اين مطالعه مي تواند در شناخت علل واگرايي سياست خارجي دو جانبه ايران و اروپا موثر بوده و براي تنظيم روابط آنها مهم باشد.