مقاله معناي عارف در عرفان و شعر عرفاني که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۷ در پيك نور- علوم انساني از صفحه ۱۰۶ تا ۱۱۹ منتشر شده است.
نام: معناي عارف در عرفان و شعر عرفاني
این مقاله دارای ۱۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله عارف
مقاله تجلي
مقاله حرکت
مقاله جمع
مقاله فنا و بقا
مقاله مستي
مقاله شعر فارسي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: قلي زاده حيدر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
ادبيات عرفاني و صوفيانه سرشار از اوصاف عارف و صوفي است، اما گويا شخصيت و صفات عارف و نيز مفهوم اصطلاحي آن مبتني بر مباني نظري و فلسفي بررسي نشده است. در عرفان نظري عناصري چون «تجلي انوار ذات الوهي، حرکت و سرعت حرکت جوهري با تمرکز يا جمع، اتحاد تجليات با نفس و جان آدمي، فنا و بقاي ذات» و در ادبيات عاشقانه و عارفانه عناصري چون «مستي و خرابي، باده نوشي، عشق به جلوه هاي جمال و جلال، رندي، قلندري، ترسايي، زناربندي، ميخانه پرستي، خرابات نشيني، اخلاص و همّت در مقابل ريا و تظاهر و سالوس و …» مباني تعريف «عارف» است. بر اين اساس عارف شخصيتي است که ذات خويش را با جمع و تمرکز و نيز با کسب معلومات عقلي، علمي و حسي در معرض تجليات انوار قاهره ذات جبروتي قرار مي دهد و از اين طريق با حدوث حرکت و تغير نوري در ذات مقهور او به سوي فنا و بقاي ذاتي سير و کمال مي يابد.
وجود آتشين جمال نورالانوار وجود ظلماني سالک¬تبديل نور ضعيف وجود سالک به نور غالب وجود نورالانوار.