مقاله مفهوم «مکان و تصوير ذهني» و مراتب آن در شهرسازي از ديدگاه «کريستين نوربري شولتز» در رويکرد پديدارشناسي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز و زمستان ۱۳۸۹ در مديريت شهري از صفحه ۷۹ تا ۹۲ منتشر شده است.
نام: مفهوم «مکان و تصوير ذهني» و مراتب آن در شهرسازي از ديدگاه «کريستين نوربري شولتز» در رويکرد پديدارشناسي
این مقاله دارای ۱۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله مکان
مقاله پديدارشناسي
مقاله پديدارشناسي مکان
مقاله فضا
مقاله کريستين نوربري شولتز

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: پورمند حسنعلي
جناب آقای / سرکار خانم: محمودي نژاد هادي
جناب آقای / سرکار خانم: رنج آزماي آذري محمد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
«کريستين نوربري شولتز» در تبيين نظريات خود در رابطه با معماري و بطور عام تر، «مکان»؛ وامدار انديشه هاي «هايدگر» و «هوسرل» بوده است؛ چنانچه از ديدگاه وي، پديدارشناسي معماري به مثابه پديدارشناسي محيطي بازتعريف دارد. از سويي ديگر، روش پديدارشناسي اين توان را دارد تا به ايجاد محيطهاي واجد معنا و فراخواني «حس مکان»، «روح مکان» و «معناي مکان» بپردازد که مولفه هاي اساسي در هويت مکاني بشمار مي روند؛ بنابراين ضرورت به تدقيق در نظريات اين انديشمند نروژي الاصل در رابطه با مفهوم «مکان و تصوير ذهني» پرداخته شده است. بر اين اساس در اين مقاله در رويکردي پديدارشناسانه، به بررسي پديده مکان از ديدگاه نوربري شولتز پرداخته مي شود تا امکان احراز و بازخواني مفهوم مکان از ديدگاه وي ممکن شود. پژوهش حاضر از روش تحقيق توصيفي و تحليلي در بستر مطالعات اسنادي و کتابخانه اي و با رجوع به مدارک و اسناد مکتوب و غيرمکتوب، بهره برده است. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که از ديدگاه نوربري شولتز مکان، فضايي است که انسان از وجود خود آگاه است و در واقع فضا تنها زماني که به نظامي از مکانهاي بامعنا و بر انگيزاننده احساس براي ما تبديل شود، براي ما زنده مي شود و شکل مي گيرد. وي در بستر برشماري سه اصل براي مکانهاي بامعنا «گونه شناسي، مکان شناسي، و ريخت شناسي» اشاره دارد که «گونه شناسي» از طريق چهار محرک وجود آدمي «حالات روحي، ادراک و فهم، گفتگو و هستي با ديگران» به دست مي آيد. در باب «مکان شناسي» به تقسيم بندي هستومندها به هستومندهاي «با هستي مستقل و مصنوعات بشري» اشاره دارد و در «رويکرد توصيفي» مکان، به چشم اندازها «چشم انداز رمانتيک، چشم انداز کلاسيک، چشم انداز کيهاني و چشم انداز ترکيبي» و مجتع هاي زيستي «آبادي، نهاد، شهر و غيره» و در عين حال، در «رويکرد تحليلي» مکان، به «فضا و کاراکتر» اشاره دارد. در ريخت شناسي نيز به مولفه هاي فضا: «ديالکتيک درون و بيرون، مرکزيت و محصوريت فضايي، مرز و حصار فضايي» و مولفه هاي کاراکتر «ادراک (شناسايي) و جهت يابي» اشاره دارد.