مقاله ملاصدرا و شناخت هستي؛ راهي نو در پاسخ به پرسش بنيادين هايدگر که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز و زمستان ۱۳۸۸ در پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) از صفحه ۲۳ تا ۵۰ منتشر شده است.
نام: ملاصدرا و شناخت هستي؛ راهي نو در پاسخ به پرسش بنيادين هايدگر
این مقاله دارای ۲۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله وجود
مقاله شناخت وجود
مقاله معناي وجود
مقاله پرسش وجود
مقاله ملاصدرا
مقاله هايدگر

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: انصاريان زهير
جناب آقای / سرکار خانم: اكبريان رضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
فيلسوفان اسلامي، فلسفه را علم به وجود دانسته و پرسش محورين آن را پرسش از وجود معرفي مي کنند. در اين ميان، صدرالمتالهين با نگاه ويژه اي به مساله وجود نگريست و آن را بنياد فلسفه خود قرار داد. اما اين مساله، در مغرب زمين روي به فراموشي نهاد و از صحنه فلسفه کنار رفت يا دست خوش تفسيرهاي نادرست قرار گرفت و عملا کارايي معرفتي خود را از دست داد. اين پرسش، بار ديگر در سده اخير توسط هايدگر، به عنوان بنيادي ترين پرسش فلسفي مطرح گرديد. با بررسي آثار اين دو فيلسوف، مي توان دريافت که با وجود تفاوت هاي اساسي، هر دوي آنها با گذر از موجود به وجود؛ و همچنين با گذر از مفهوم وجود به حقيقت عيني وجود، راه خود را از فلسفه هاي رايج جدا کرده و مسيري نو پيموده اند. تمايز اساسي اين دو ديدگاه را بايد در اين نکته جست و جو نمود که هايدگر معتقد است برخي از احکام مفهوم وجود، زمينه را براي پيش داوري فيلسوفان گذشته در باب شناخت وجود فراهم آورده و رهزن از پاسخ صحيح به پرسش هستي شده است. او بر اين باور است که اين مفهوم، راه به شناخت وجود نمي برد و تنها راه علم به وجود، واکاوي پديدارشناسانه وجود است. اما ملاصدرا، در عين گذر از مفهوم وجود به حقيقت وجود، براي اين مفهوم ارزش معرفتي قائل است و آن را روزني براي علم به وجود تلقي مي کند، و در عين حال، نقد هاي هايدگر به فيلسوفان گذشته، بر او وارد نيست.