مقاله نمودهاي اساطيري انبيا و آیين گذاران در شعر شاملو که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۶ در پيك نور- علوم انساني از صفحه ۱۱۵ تا ۱۳۲ منتشر شده است.
نام: نمودهاي اساطيري انبيا و آیين گذاران در شعر شاملو
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله اسطوره شناسي
مقاله تخيل
مقاله نمادهاي رمزآلود
مقاله پيامبران
مقاله شاملو

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: خادمي كولايي مهدي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
اسطوره، جان و جوهر جاوداني شعر است. گاه اين دو عنصر خيال انگيز و ديرينه سال آنچنان با هم در مي آميزند که جدايي ناپذير مي نمايند و حتي تعيين هويت و مشخص نمودن تقدم و تاخر يکي بر ديگري در نشو و نما و پاگذاري به عرصه فکر و فرهنگ، پژوهشگران و اصحاب انديشه را به زحمت مي اندازد. شعر و اسطوره هر دو از خيال مايه ورند، با کمي تامل در آثار هنرمندان و شاعران ژرف انديش و خلاق مي توان شاهد درهم تنيدگي و تعامل سازنده و سامانمند اين دو پديده فرهنگي، به طور متداوم، بود. اساسا شعر چند لايه، تاويل پذير و تفسير بردار بدون بهره جويي از اساطير و شاخ و برگهاي گونه گون و نگارين آن قادر به گام نهادن در گستره هستي مانا و پايدار نيست، اما روش و روند بهره گيري هر شاعر از اين مقوله معني ساز و مفهوم پرور ممکن است رنگ و آهنگ خاص خود را داشته باشد.
شاملو با نگاه تيزبين و انديشه پوياي خود فضاهاي اساطيري گوناگوني را براي ارایه مفاهيم متنوع انساني ساخته و پرداخته نموده و با آشتي دادن اسطوره و شعر در يک بافت ويژه هنري، انواع اسطوره ها را در حوزه گسترده وارد پهنه پهناور و عميق شعر کرده است، اما نگارنده اين مقاله بر آن است تا به جستاري متاملانه در اساطير انبيا و آيين گذاران که در سروده هاي شاملو نمود پيدا کرده و شاعر با اقبال و توجهي هدفمند و جهت دار به طرح و تبيين آنها اقدام نموده، بپردازد و با رعايت اختصار ابتدا چهره حقيقي تک تک انبياي مورد بحث را برابر آيات و روايات بنماياند، آنگاه به توصيف بافته هاي ذهني، تخيلات و آرمانهايي بپردازد که در بستر روزگاران دراز از سوي مردمان خيال گرا و اسطوره انديش در اطراف شخصيت اين پيامبران پراکنده شده و آنان را در هاله هاي مه آلود و ابهام آميز اساطير قرار داده و سبب شده که شاعران کيميا کار، از جمله شاملو، با بيان هنري و ميناگرانه خود طيفهايي از حقيقت و اسطوره را در منشور شعر خود بازتاب دهند و رمزناکي و رازوارگي سروده هاي نمادين خود را در ستيز با بي رسميها و نابسامانيهاي زمانه خود با الگوگيري از اين سرنوشتهاي قدسي و راه گشا دو چندان نمايند.
شاملو، به رغم آنکه از نگرش کل گرا، باورمند و ماورا طبيعي و روي آوردن به تفکر و انديشه اي که فاقد ديدگاهي درون گرايانه، معتقدانه و متافيزيکي است بي بهره بود، هرگز شعر خود را از منبع سرشار و ناپيدا کران متون و روايات آييني که بيانگر سرگذشت انبيا و اولياست، محروم نگردانيد، گرچه نظر او در اين خصوص بيشتر معطوف به منابع و نقليات مذهبي غربيان و غيرمسلمانان است و در بسياري اوقات به تبيين و تفسير جهان از زاويه ديد اسطوره هاي غير خودي، شيفتگي و شيدايي بيشتري نشان مي دهد. بهترين دليل اين ادعا پرداخت اساطيري او از زندگي و مرگ مسيح (ع) است که با بسامدي بالا مطابق روايتهاي انجيل در سروده هاي او تجلي يافته است. گر چه جسته و گريخته به اقتضاي حال و هواي شعر و نياز زمانه، شاعر گوشه چشمي هم به پيامبراني چون آدم، نوح، خضر، سليمان، ايوب و ابراهيم داشته و از آيين گذاران نيز نيم نگاهي آن هم از دريچه عشق غربي به بوداي شرقي نموده است.