مقاله کاربرد رهيافت هاي تلفيق در تبيين الزامات اسلام شناختي در نظريه ‌پردازي اقتصاد اسلامي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۹ در مطالعات ميان رشته اي در علوم انساني از صفحه ۱۱۷ تا ۱۴۰ منتشر شده است.
نام: کاربرد رهيافت هاي تلفيق در تبيين الزامات اسلام شناختي در نظريه ‌پردازي اقتصاد اسلامي
این مقاله دارای ۲۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله اقتصاد اسلامي
مقاله نظريه پردازي
مقاله برنامه ريزي درسي
مقاله رهيافت هاي تلفيقي
مقاله برنامه هاي ميان رشته اي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: صادقي شاهداني مهدي
جناب آقای / سرکار خانم: اسماعيلي محمدرضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
اقتصاد اسلامي از جمله علوم تلفيقي محسوب مي شود که در سال هاي گذشته بر اساس روش هاي مدون جهت تلفيق دو رشته مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است. اين روش ها که در قالب رهيافت هاي تلفيق دو رشته در محافل آکادميک دنيا مورد استفاده قرار گرفته است را مي توان به صورت هاي: رويكرد درون رشته اي موازي، رويكرد چندرشته اي، رويكرد ميان رشته اي و رويكرد فرارشته اي تقسيم بندي کرد. البته پيش از اين رهيافت ‌هاي تلفيقي از سوي برخي صاحب نظران به عنوان بهترين مبناي طراحي اقتصاد اسلامي مورد توجه قرار گرفته است. اما در اين ميان يک مساله مهم وجود دارد و آن تفاوت ماهوي اقتصاد و اسلام به عنوان دو ديسيپلين تلفيقي است. به اين معنا که اقتصاد يک علم بشري و اسلام يک دين الهي است و لذا روش هاي مذکور عينا در رشته اقتصاد اسلامي قابل تطبيق نبوده و نيازمند عمق در فهم اسلام (يا قدرت اجتهاد) به عنوان عنصر تکميل کننده خواهد بود. از حيث روش، اين تحقيق با مبنا قرار دادن رهيافت هاي تلفيق دو رشته در نظريه پردازي اقتصاد اسلامي، پس از بررسي و تطبيق رويکردهاي مذکور با موضوع بحث، تحليل خود را در باب ضرورت نياز به عمق در فهم اسلام ارايه مي دهد و نشان مي ‌دهد که علي رغم اختلاف در ميزان دشواري در اتخاذ رويکردهاي فوق، عمق در فهم اسلام بالاخره در هر رويکرد ضرورت خواهد داشت و با توجه به اينکه اين دو ديسيپلين از ماهيت هاي مشابه برخوردار نيستند، در بسياري از مواقع امکان پيوند مستقيم اين دو ديسيپلين فراهم نبوده و اين کار مي تواند تنها به دست فردي واجد شرايط، محقق گردد و آن شرايط چيزي نيست جز عمق در فهم اسلام يا اجتهاد در معارف دين و اين مساله با توجه به سطوح مختلف اجتهادي در فقه شيعه، يک شرط غير ممکن و صوري نبوده و قابليت به کار بستن را دارد.