کنوانسیون۱۹۹۸ آرهوس(Arhus)1 در ماده ۱ خود حمایت از حقوق بشر و محیط زیست را با یکدیگر مرتبط می داند

جان کلام مطلب این است که حق بر محیط زیست سالم با حرکت بطئی خود در طی زمان در حال تبدیل به یکی از حقوق بنیادین بشر است. اسناد و معاهدات بسیاری این اصل را ضمناً یا صریحاً مورد شناسایی قرار داده اند. ابعاد تاریکی از این حق که قبلاً سبب شناسایی این حق به عنوان حقوق نرم یا قوام نیافتهSoft Law  مورد تاکید قرار می گرفت، در حال تبدیل به حقوق سخت می باشد.

از سوی دیگر تغییر و تحول در این حوزه به نیکی لزوم همکاری بینالمللی را روشن ساخته است. دولتها به این حقیقت پی برده اند که بدون همکاری مردمان و سازمان های غیر دولتی (LINDBLOM, 2005, pp. 450-455) امکان ایجاد محیط زیست سالم اگر غیر ممکن نباشد، بسیار سخت است. اصل مشارکت عموم در حفظ محیط زیست از یک سو و اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت از جمله اصولی هستند که قابل تامل هستند. در این قسمت ابتدا مفهوم حق بر هوای پاک را بررسی می نماییم و سپس ارتباط این حق را با حق بر حیات و حق بر سلامت مطالعه می نماییم.

 حق بر هوای پاک

آلودگی هوارا می توان به هرگونه تغییردر ترکیبات ایده آل که باعث تغییر کیفیت آن شده بگونه ای که برای سلامتی عمومی مضر باشد تعریف نمود. حق بر هوای پاک از زیر مجموعه های حق بر محیط زیست سالم به شمار می رود و در برخی قوانین بر » حق تنفس بر هوای پاک « صحه گذاشته شده است . بر اساس این حق هر شهروندی حق دارد در هوایی پاک و سالم تنفس نماید و دولتها مکلف به اتخاذ تدابیری برای تضمین آن می باشند. در حقوق فرانسه زمینه های اولیه شناسایی این حق به قانون دوم اوت ۱۹۶۱ مربوط به مقابله با آلودگی هوا و سایر بوها باز می گردد. در ماده ۱ قانون ۳۰ دسامبر ۱۹۹۶ مربوط به هوا و استفاده منطقی از انرژی ( ماده -۱ ۲۲۰ کد محیط زیست فرانسه ) بر» حق هر کس بر تنفس در هوایی که مضر به سلامتی اش نباشد« تأکید گردیده و مورد شناسایی واقع شده است.با اینحال از آنجا که خود شهروندان نیز در آلوده نمودن هوا بعنوان بازیگر اصلی ( بویژه از طریق اتومبیل ) نقش اصلی را ایفاء می نمایند در حقوق فرانسه به ارتباط و همکاری و مشارکت اشخاص عمومی و خصوصی برای اجرای این حق اشاره شده است و ساز و کار حقوقی برای آن پیش بینی شده است.با این حال گروهی از نویسندگان این حق را مورد انتقاد قرار داده اند و بویژه مشکلاتی که ناشی از اجرای آن بوجود می آید اشاره نموده و اینکه اصولأ این حق را باید به صورت کلی در قالب حق بر محیط زیست تحلیل نمود . (Grenier, 1973, p. 2)