مقاله GIS ابزاري کارآمد در تعيين سياست ها و برنامه هاي مديريت خطر زمين لغزش که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در ۱۳۸۸ در علوم كشاورزي و منابع طبيعي از صفحه ۳۰۳ تا ۳۱۴ منتشر شده است.
نام: GIS ابزاري کارآمد در تعيين سياست ها و برنامه هاي مديريت خطر زمين لغزش
این مقاله دارای ۱۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله پهنه بندي خطر
مقاله مديريت زمين لغزش
مقاله رگرسيون چندمتغيره
مقاله آب خيز الموت

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مصفايي جمال
جناب آقای / سرکار خانم: اونق مجيد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمين لغزش يکي از خطرات طبيعي است که همه ساله خسارات جاني و مالي فراواني را به همراه دارد. بنابراين، بايد مناطق حساس را شناسايي و با اولويت بندي اين مناطق، سياست ها و برنامه هاي مديريت خطر زمين لغزش را ارايه نمود و تا حدي از خطر وقوع و خسارت زمين لغزش ها کاست. در اين مقاله خطر زمين لغزش با استفاده از مدل رگرسيون چندمتغيره در سطح تفصيلي و مقياس ۱٫۵۰۰۰۰ در بخشي از آب خيز الموت پهنه بندي، و بر اساس دو پارامتر خطر زمين لغزش و وجود يا نبود تاسيسات، اولويت بندي قسمت هاي مختلف منطقه براي اعمال برنامه مديريتي مشخص شده است. به اين منظور، ابتدا نقشه پراکنش زمين لغزش آب خيز الموت رود با تفسير استريوسکوپي عکس هاي هوايي و بازديدهاي ميداني تهيه شد. سپس، با مرور منابع عواملي را که مي توانند در زمين لغزش موثر باشند استخراج، و از بين آنها، ۸ عامل زمين شناسي، شيب، جهت، ارتفاع، فاصله از گسل، کاربري زمين، ميزان بارش و شتاب زمين لرزه به عنوان عوامل موثر زمين لغزش در آب خيز الموت انتخاب گرديد. نتايج به دست آمده از روش گام به گام نشان داد که ۵ عامل زمين شناسي، ميزان شيب، طبقات ارتفاعي، فاصله از گسل و کاربري اراضي ارتباط معني داري را با زمين لغزش هاي منطقه دارند که ضريب تعيين بين اين عوامل به عنوان متغيرهاي مستقل و لگاريتم مساحت لغزش به عنوان متغير وابسته ۶۰٫۷ درصد بوده است. نقشه پهنه بندي خطر زمين لغزش با معادله يادشده در ۶ طبقه تهيه گرديد و بر اساس آزمون کاي اسکوئر مشخص شد که تفاوت معني داري بين مساحت مورد انتظار و مساحت واقعي طبقات خطر زمين لغزش (P<0.01) وجود دارد. نتايج بيانگر آن است که ۴۲ درصد سطح آب خيز در طبقات خطر I و II قرار گرفته است و نياز به برنامه مديريتي خاصي ندارد. ۴۷ درصد سطح آب خيز در طبقات خطر III و IV قرار مي گيرد که سياست مديريت در اين مناطق حفظ وضعيت موجود مي باشد. حدود ۱۰ درصد سطح آب خيز نيز در طبقات خطر V و VI قرار مي گيرد که با توجه به وجود و يا نبود تاسيسات به ترتيب بايد از دو سياست کنترل خطر و اجتناب از خطر استفاده نمود.