سال انتشار: ۱۳۹۲
محل انتشار: دومین کنفرانس ملی حسابداری، مدیریت مالی و سرمایه گذاری
تعداد صفحات: ۱۹
نویسنده(ها):
هادی خضری – کارشناس ارشد حسابداری علوم تحقیقات خوزستان

چکیده:
تئوری نمایندگی از مباحثی است که پژوهش های فراوانی را در ادبیات مالی به خود اختصاص داده است. بر اساساین نظریه ، درزمان وجود تضاد منافع بین مدیران و سهامداران، پرداخت سود تقسیمی منظم می تواند تضادهای نمایندگی را کاهش دهد و از اینطریق، دامنه سوء استفاده احتمالی از منابع توسط مدیریت کاهش می یابد. همچنین مالکان نهادی ترجیح میدهند جریانهای نقدی در قالب سود تقسیمی توزیع شود تا هزینه های نمایندگی مربوط به جریانهای نقدی کاهش یابد. با توجه به موقعیت دارای نفوذ و اثرگذار سرمایه گذاران نهادی، انتظار میرود این گروه از مالکان بر سیاستهای مالی شرکت شامل سیاست تقسیم سود تأثیر داشتهباشند. بر این اساس، مالکان نهادی ممکن است با تمایل مدیران مبنی بر انباشت بیشتر جریانهای نقدی مخالفت، و با توجه به قدرترأی خود، مدیران را به تقسیم سود وادار کنند. بنابراین، این تحقیق درصدد است تا براساس‌ نظریه جنسن و همکاران ( 1999 ) ارتباطبین مالکیتنهادی و تمرکز آن را با سود تقسیمی به عنوان ابزاری برای حل مشکل هزینه نمایندگی بررسی نماید.آزمون فرضیه‌ها با استفاده از روش آماری داده‌های تلفیقی (pooled data) و برای دوره زمانی 1386 الی 1391 با استفاده از اطلاعات 130 شرکت منتخب به روش نمونهگیرى حذف سیستماتیک، از میان شرکتهاى پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهرانانجام شده است.نتایج تحقیق نشان می‌دهد بین مالکیت نهادی و تمرکز مالکیت با سیاستهای تقسیم سود رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.